هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - ایمان و کمال انسان
حقیقت نرسیده ناقص است، محجوب است و انسان «نارسیده» است و انسانیت انسان و استعداد اصلیاش همین است که حقیقت را بشناسد و به آن برسد. کسی که به حقیقت نرسیده، از راه وامانده است. مرکب این سیر هم از نظر آنها «عشق» و «محبت» و «انس» است و راه، راه قلب و دل است نه راه فکر و فلسفه.
از نظر آنها هر کمال دیگر از این کمال منشعب میشود. هر چیز دیگر به آن اعتبار کمال است که یا راه رسیدن به این کمال است و یا ناشی از این کمال. مثلا آیا زهد برای انسان کمال است؟ میگویند بلی زیرا شرط این راه است. آیا تواضع کمال است؟ بلی زیرا شرط این راه است. چیزهایی که محاسن اخلاقی است و نیز دستگیری و ارشاد و هدایت خوب است چون اثر این کار است. وقتی که کسی به حقیقت رسید مظهر اسم «الهادی» میشود و دیگران را ارشاد و هدایت میکند. این، نظر روشنی است برای عرفا که کمال مساوی است با وصول به حقیقت. حقیقت یکی است و کمال انسان یعنی اتصال و وصول به حقیقت.
٣. نظریه حکما و فلاسفه الهیحکما و فلاسفه الهی نظر دیگری درباره کمال انسان دارند و انسان کامل از نظر آنها جور دیگری تعریف میشود که اندکی با آنچه عرفا میگویند فرق دارد.
در بیان حکما مسئله وحدت حقیقت و وصول و سیر و سلوک و