هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی
استعداد خود کار کرد و به اندازه نیاز خود از اجتماع گرفت طبعا در اجتماع صلح، صفا، عدالت و اخلاق خوب برقرار میشود و ریشه کینهها، عداوتها، دشمنیها، نفرتها و عقدهها از میان میرود و مردم برادروار و برابر با یکدیگر زندگی میکنند.
رد این نظریهدر این مکتب هم هیچ معنویتی مطرح نیست و میخواهد جامعه را بدون دخالت دادن ارزشهای معنوی اداره کند. این مطلب هم ناقص و نادرست است زیرا عمل نشان داد که جامعههایی هم که مالکیت را الغا کردند در عین حال ظلم و تعدی و انحراف در آنها از بین نرفت. اگر حرف آنها درست بود باید جامعه همین قدر که به زندگی اشتراکی میرسید دیگر محال بود که در آن فسادی رخ دهد و حال اینکه ما میبینیم در جامعههای کمونیستی هرچند وقت یک بار به بهانه تصفیه و انحراف و... به جان یکدیگر میافتند. علتش هم این است که تنها عامل به دست آوردن امتیازات، مالکیت فردی نیست زیرا اولا امتیازات، همه، امتیازات پولی و خرید و فروشی نیست. بشر یک سلسله امتیازات دیگر دارد که برای آنها ارزش قائل است. فرضا در میان زنها زنی که زیباتر باشد، دارای امتیازی است در زندگی در صورتی که این، مربوط به مسئله مالکیت نیست؛ یعنی اگر مالکیت، اشتراکی هم باشد این امتیاز سر جای خودش هست.
و از آن مهمتر و بالاتر پستها و مقامات است. ارزش پست و مقام