آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - ممنوع شدن سبّ امیرالمؤمنین علیه السلام توسط عمر بن عبدالعزیز
کوچه کردی؟ آن چه بود که من از تو شنیدم؟ گفتم: چه چیزی؟
موضوع را گفت. بعد، از من پرسید: تو از چه موقع اطلاع پیدا کردی که خداوند پس از آنکه بر اهل بدر راضی شد بر آنها غضب کرد؟ (اهل تسنن مسأله اهل بدر را قبول دارند.) من هم بچه بودم و بیاطلاع، گفتم: مگر علی هم از اصحاب بدر بود؟ گفت:
«هَلِ الْبَدْرُ إلّالِعَلی؟!» مگر در بدر قهرمانی غیر از علی بود؟ اصلًا بدر مال علی است.
از آن پس تصمیم گرفتم که دیگر این کار را نکنم.
عمر بن عبدالعزیز میگوید قضیه دوم مربوط است به زمانی که پدرم حاکم مدینه بود. پدرم که خطبه میخواند میدیدم که خیلی فصیح و بلیغ حرف میزند جز آنجا که میرسد به لعن علی علیه السلام که گویی زبانش به لکنت میافتد. در خلوت از اوپرسیدم: تو چرا همه چیز را خوب بیان میکنی الّا این یکی را؟ علتش چیست؟
گفت: آخر این مردی که ما داریم لعن میکنیم از تمام صحابه پیامبر افضل است و هیچکس بعد از پیامبر به اندازه او مستحق درود نیست. گفتم: اگر اینطور است چرا او را لعن میکنی؟ گفت: اگر ما او را اینطور نکوبیم و لعن نکنیم، امروز نمیتوانیم بچههایش را بکوبیم (سیاست را ببینید!). ما باید گذشته اینها را اینگونه بکوبیم تا بچههایشان موقعیت خلافت پیدا نکنند. اگر بنا باشد که علی را آنطور که هست بشناسانیم به شرّ بچههایش گیر میکنیم، چون مردم خواهند گفت مستحق خلافتْ آنها هستند.
عمر بن عبدالعزیز میگوید: من این دو قضیه را که دیدم با خودم عهد کردم که اگر روزی قدرت پیدا کردم، سبّ و لعن علی علیه السلام را قدغن کنم و قدغن هم کرد.
کیفیت قدغن کردن را بعضی به این شکل نوشتهاند که ذهن مردم شام را در همان چیزی که در دوران کودکی در ذهن عمربنعبدالعزیز بود