آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - روش استفهام در قرآن
همینطور میکشید و بالا میآورد. یکمرتبه طرف مقابل متوجه میشد که به حقیقتی که پذیرفتن آن برای او بسیار مشکل بود و قبلًا هم بسا که منکر آن حقیقت بود اعتراف کرده است و آن همان حقیقتی بود که سقراط مدعی آن بود.
در قرآن مجید این سبک و روش زیاد معمول است. مثلًا وقتی میخواهد بفرماید: مردمان عالِم و مردمان جاهل نمیتوانند برابر باشند، آن را به صورت استفهام ذکر میکند:«قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمونَ وَ الَّذینَ لایعْلَمونَ» [١] تو خودت بگو،
آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند مانند یکدیگرند؟ یا آیات دیگری در این زمینه مانند:«أَمْ نَجْعَلُ الَّذینَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ کالْمُفْسِدینَ فِی الْارْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقینَ کالْفُجّارِ» [٢].
این آیه هم به همین صورت است و این روش در تعلیم و تربیت بسیار روش خوبی است.
خداوند به اهل ایمان خطاب میکند. ببینید خدای عالم در وحی خود به ما انسانها و مخلوقهای ضعیف با چه صورتی مطلب را عرضه میدارد؟ مثل کسی است که بخواهد قبلًا از ما اجازه بگیرد و بعد سخنش را ذکر کند و این چقدر در نفس و روح ما مؤثر است! میفرماید:«یا أَیهَا الَّذینَ امَنوا» ای اهل ایمان!«هَلْ أدُلُّکمْ عَلی تِجارَةٍ تُنْجیکمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ» آیا شما را راهنمایی کنم به معامله و تجارتی که شما را از عذابی دردناک برهاند؟ این«هَلْ أدُلُّکمْ» آنقدر به قول علمای ادب در آن «استعطاف» هست که وقتی انسان فکر کند که خدای عالم با ما که بشر ضعیف هستیم به این صورت دارد صحبت میکند [نمیتواند نه بگوید.] گویا خداوند چنین میگوید: آیا اجازه میدهید من شما را یک راهنمایی کنم؟ حال مگر میشود انسانی پیدا شود که ببیند خدای عالم از
[١]. زمر/ ٩.
(٢). ص/ ٢٨.