آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - مراد از دشمنی همسران و فرزندان
چیزی است که همه مردم درک میکنند. کسی با زنش اختلاف داشته باشد خودش بهتر از دیگران میداند؛ با بچهاش اختلاف داشته باشد این را بهتر میداند.
مراد قرآن این نیست، بلکه منظور کارهای دشمنانه است در عین اینکه این کارها دوستی است. چون [مثلًا پدر خود را] دوست دارند دشمناند و این آنجاست که دوستی آنها با دوستی خدا تعارض پیدا میکند. شأن نزول آیه این است: مؤمنی در مکه به رسول اکرم صلی الله علیه و آله ایمان میآورد. خود ایمانآوردن در مکه مستلزم یک سلسله محرومیتهاست. زن و بچه انسان نه از این جهت که با او دشمن هستند، بلکه از باب نصیحت، خیلی دوستانه چیزهایی به او میگویند: رهایش کن، اصلًا حلاوت زندگی را از خودت و از ما گرفتهای و ما را دچار ناراحتی و رنج و تعب کردهای. آن مؤمن به مرحلهای میرسد که میخواهد مهاجرت کند. مهاجرت شوخی نیست.
مهاجرت یعنی چه؟ یعنی تمام خانمان را درهم ریختن. آنوقت است که همسر میآید گریهکنان به دست و پا میافتد و هزار جور وظیفه و تکلیف شرعی برای آدم درست میکند و فرزند به نوعی دیگر. همسر، بچه شیرین دو ساله خودش را میآورد و میگوید: آخر حیفت نمیآید که این بچه را به امان خدا رها کنی؟ تو که از اینجا بروی دیگر برگشت نداری.
شک ندارد که انسان نسبت به خاندان خودش مسؤولیت بزرگی دارد. این آیه معنایش این نیست که انسان مسؤولیتی را که نسبت به همسر و فرزندان خود دارد فراموش کند، ولی این را باید توجه کند که یک مسؤولیت الهی هم هست. آنجایی که یک فرد میخواهد به میدان شهادت برود، آنجا چه؟ ملاحظات خانوادگی در نهایتدرجه اهمیت است، ولی اگر پای یک چنین چیزی به میان آمد چطور؟
چند نفر معدود بودند که همسران یا مادرانشان در کربلا بودند. یکی