آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥ - ترجمه آیات
از غیر منافق تشخیص بدهند. قرآن میگوید:
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فی لَحْنِ الْقَوْلِ [١] باطن بالاخره از ظاهر بروز میکند، کمی دقت میخواهد.
اتَّخَذوا ایمانَهُمْ جُنَّةً قسمهایشان را سپر خودشان قرار دادهاند و به این وسیله مانع مردم از راه خدا شدهاند، با قسمهایشان خودشان را در میان مسلمین جا زدهاند و آنوقت در داخل مسلمین صدّی [٢]، یک وسیله منع و انحرافی به وجود آوردهاند.انَّهُمْ ساءَ ما کانوا یعْمَلونَ خیلی بد عمل میکنند یعنی عمل اینها بسیار عمل بد و خطرناکی است.
منافقین همهشان یا لااقل بعضیشان مانند یهود در ابتدا گمان نمیکردند که اسلام به صورت چنین قدرتی در بیاید که موجش آنها را هم ریشهکن کند. یهود خودشان را در مقابل مشرکین میدیدند و گفتند پیغمبر که میآید مسأله اهل کتاب را هم طرح میکند، این امر جانب ما را تقویت میکند. بعد که دیدند این حساب حساب دیگری است آنوقت به فکر مبارزه جدی افتادند. در میان منافقین هم در ابتدا افراد زیادی بودند که از اول نمیخواستند راه نفاق بپیمایند ولی بعد دیدند کهاینها بکلی از بین میروند و مضمحل میشوند، راه نفاق را پیمودند. آیه قرآن این است که ذلِک بِانَّهُمْ امَنوا ثُمَّ کفَروا این به این موجب است که اینها ایمان آوردند و سپس کافر شدند. مفسرین در اینجا اختلاف کردهاند که آیا مقصود این است که اینها اول واقعاً ایمان آوردند بعد مخالف شدند یا مقصود از این «بعد» بعد زمانی نیست و «ایمان آوردند» یعنی اسلام آوردند، اظهار اسلام کردند اما در باطن کافر بودند.ظاهراً اوّلی مقصود است. اینها ابتدا گرایش پیدا کردند ولی بعد کفر و عناد ورزیدند و کفر بعد از ایمان اثرش بر قلب انسان این است که قلب انسان را کور میکند:فَطُبِعَ عَلی قُلوبِهِمْ پس
[١]. محمّد صلی الله علیه و آله/ ٣٠.
[٢]. «صدّ» با صاد یعنی مانع شدن که با «سدّ» با سین خیلی نزدیک یکدیگرند.