خيمه عفاف

خيمه عفاف - کریمی، حسین - الصفحة ٤٨

آية الله خوئى مرحوم آيت الله خوئى در كتاب نفيس " البيان " مى نويسد: حليت متعه مورد اتفاق اماميه وجمعى از صحابه وتابعين است، اسامى آنان به نقل از ابن حزم، ابن مسعود، معاويه، ابو سعيد خدرى، ابن عباس، سلمة، معبد، جابر بن عبد الله، عمرو بن حريث، طاووس يمانى، سعيد بن جبير، عطاى مكى وتمام فقيهان مكه است.

احمد بن حنبل هنگام ضرورت قائل به جواز آن وبه نقل برخى مالك آن را بدون قيد وشرط جايز دانسته است وابن جريح كه خود از فقيهان عامه است هفتاد زن را متعه وبه عقد انقطاعى خود در آورده است.

[١] چكيده بحث از مجموع مطالب نتيجه گرفته مى شود كه: از مؤسسان مذاهب اربعه ابو حنيفه وشافعى قائل به نسخ متعه بوده اند ومالك واحمد بن حنبل - بنابر بعضى اقوال - قائل به بقاى حكم متعه اند [٢].

بنابر اين، اسناد تحريم به آنان قطعى نيست.

همچنين محقق شد كه اماميه متفق القول در بقاى مشروعيت متعه مى باشند [٣].

ونيزطبق بررسى روايى، مشخص شد كه صاحب وسائل الشيعه (محمد بن حسن حر عاملى) بيش از دويست حديث وحاجى نورى در مستدرك الوسائل حدود نود حديث در باره مشروعيت وساير خصوصيات متعه در كتاب هاى خود درج


[١]البيان ص ٣٣٣.

[٢]تفتازانى، شرح مقاصد، ج ٥، ص ٢٨٣.

[٣]مرحوم فيض در كتاب وافى بابى را به عنوان مكروه بودن نكاح موقت بدون نياز به آن منعقد كرده است ولى صاحب جواهر در غير باكره قائل به اباحة بلكه استحباب بدون قيد وشرط آن است ومدعاى خود را با اسلوب علمى ثابت كرده است.

" ر.

ك: جواهر الكلام، ج ٣٠، ص ١٥١ ".