خيمه عفاف

خيمه عفاف - کریمی، حسین - الصفحة ٤٦

آمدند، اذن به نكاح متعه داد.

سپس مى نويسد: بسيارى از فقهاى اسلام بر وجود اتفاق بر اصل مشروعيت ازدواج موقت تصريح نموده اند.

مسلم در صحيح وابن اثير در جامع الاصول از عبد الله بن مسعود روايت كرده اند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) در جنگ ها اجازه دادند از نكاح موقت استفاده كنيم واين روايت را نبوى در " مشكاة المصابيح " درج وآن را از اخبار مورد اتفاق قلمداد كرده است.

بخارى ومسلم در كتاب صحيح خود وابن اثير در جامع الاصول از " سلمة بن اكوع " و " جابر " نقل كرده اند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمان جواز متعه را صادر كرده است.

علامه مجلسى بعد از نقل رواياتى از كتاب بخارى، مسلم، جامع الاصول، صحيح ترمذى، ابن اثير در نهايه، فخر رازى در تفسير كبير ومحمد بن جرير طبرى در تفسير معروف خود، كه تماما حاكى از جواز متعه وبقاى حكم آن مى باشد، مى نويسد: سبب ممنوعيت بنابر آنچه " مفضل بن عمر " در يك نقل طولانى از امامصادق (عليه السلام) گزارش داده، امرى است كه خلفيه دوم در يك جريان احساسى اقدام به آن كرده است.

[١] از آنچه گذشت مشخص شد كه: " حليت متعه " مورد تقرير وامضاى شارع اسلام (پيامبر (صلى الله عليه وآله)) قرار گرفته و مسلمانان با رعايت قيود وشرايط اسلامى از آن استفاده مى نمودند، جواز متعه در زمان پيامبر تا آخرين لحظات عمر شريف آن جناب ادامه داشته ودر مدت خلافت ابى بكر وبخشى از خلافت عمر نيز استمرار داشته است، عمر در بخش پايانى ١.

بحار الانوار، ج ٣٠، ص ٥٩٥ - ٦٠٢.

نگارنده مرقوم مى دارد كه جريانى را كه مفضل گزارش داده علامه مجلسى در جلد ٥٣ بحارالانوار ص ٢٦ درج كرده است