خيمه عفاف

خيمه عفاف - کریمی، حسین - الصفحة ١٣٧

زمستان قاتل به منزل پسرعمهء خودش كه بعدا مقتول شده مى رود.

صاحب منزل مهمان را به زير كرسى خود راهنمايى مى كند.

در اثناى شب نشينى پاى مهمان به پاى زن صاحب خانه اصابت كرده، از همان جا جرقهء شهوت در دل هر دو شعله كشيد ورفته رفته منجر به عشق مفرط وبرقرار كردن رابطهء نامشروع وانجام ده ها مرتبه عمل منافى عفت مى گردد وچون زن شوهر خود را مزاحم آزادى خود مى بيند دوستش را تحريك مى كند كه او را به قتل برساند.

تا اين كه روزى او را با كارد مخصوصى در كمد منزل جاى مى دهد ووقتى كه شوهرش مى آيد زود غذاى او را مى دهد واو را مى خواباند كه بعدا درب كمد را باز كند وبا كمك وى شوهر را بكشد، برنامهء مقدماتى انجام مى شود شوهر ناگهان صداى سرفه از درون كمد اتاق پذيرايى به گوشش مى رسد.

درب كمد را باز مى كند ناگهان مواجه با پسردايى خود مى شود، در اولين اقدامات دفاعى قاتل او را با ضربات كارد از پا در مى آورد وبعد سر او را جدا مى كند وبا كمك همسر مقتول اندام خود را مى شويد وبا هم از منزل بيرون مى روند وروز بعد هنگام صبح، زن مقتول وارد منزل مى شود وفرياد و جنجال به پا مى كند كه: آه، ديشب در منزل نبودم دزد وارد خانه ما شده ومقدارى اموالمان را برده وشوهرم را كشته است لكن در جريانات بازپرسى حقيقت آن طور كه گذشت روشن شد.

سر انجام قاتل به صد ضربه شلاق واعدام وزن به سنگسار شدن محكوم شد كه حكم صادره در ملأ عام به اجرا در آمد.

مى بينيد كه يك بر خورد بدنى چه توفانى به پا مى كند وانسان را در چه منجلابى قرار مى دهد واو را از هر درنده اى قسى القلب تر مى سازد و سر انجام به اشد مجازات گرفتار مى سازد.

از اين نوع پرونده ها و جريانات هولناك كه ابتداى آن از يك مزاح يا لبخند ويا بر خورد بدنى ويا خلوت شروع شده زياد است.

بزرگان