خيمه عفاف - کریمی، حسین - الصفحة ٤٢
عباس روايت كرده اند: نكاح متعه از جمله رحمت هاى خداوند بر امت اسلام است واگر عمر بر تحريم آن اقدام نكرده بود جز افراد قليل، كسى گرفتار زنا نمى شد: " ما اضطر الى زنا الا شفا، شفا با فاء به معناى قليل مى باشد ".
عطاء گفته است: جابر بن عبد الله مى گفت: در زمان پيامبر وأبى بكر وتا نيمهخلافت عمر، نكاح متعه رايج بود سپس عمر آن را ممنوع كرد.
[١] آنچه از كلام ايشان استفاده مى شود اين است كه: ١ - نكاح متعه در صدر اسلام وسال ها بعد از هجرت، مباح ومورد عمل بوده است.
٢ - بعد از سال ها از هجرت، متعه، طبق روايات متواترهاى كه در مدلول زمانى معارض يكديگرند، تحريم گشته است.
٣ - با وجود روايات مذكوره جمعى از صحابه وتابعين اين روايات را نپذيرفته و هم چنان قائل به جواز آن بوده اند.
٤ - طرفداران جواز نكاح متعه تحريم متعه را از جمله اقدامات عمر دانسته و اين عمل خليفه را منشأ فحشاء وفجور قلمداد كرده اند.
زمخشرى محمود بن عمر زمخشرى (متوفاى ٥٢٨ ق) در تفسير آيه ٢٤ سوره نساء جمله " فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن " را بنابر آنچه از جمعى نقل شده مربوط به نكاح متعه دانسته، سپس گفته، ابن عباس آن را غير منسوخ وديگران آن را
[١]بداية المجتهد، ج ٢، ص ٤٤.