خيمه عفاف - کریمی، حسین - الصفحة ١٦
٥ - داود بن على بن خلف اصفهانى معروف به ظاهرى (متوفاى ٢٩٠ ق)٦ - محمد بن جرير بن يزيد طبرى متوفاى ٣١٠ [١] ق فقيهان هر كدام در روش استنباط، مستقل وآزاد عمل كرده تا اين كه از نيمه قرن چهارم زمزمه حصر فقاهت به مذاهب خاص به انگيزه هاى مختلف پديد آمد [٢] و سر انجام در قرن هفتم هجرى بدون هيچ دليل عقلى ونقلى، روش فقهى اهل سنت به مذاهب اربعه حنفى، مالكى، شافعى وحنبلى منحصر شد وساير مذاهب يا خود به خود منقرض شدند ويا به قدرت سلاطين از بروز آن جلوگيرى بعمل آمد.
بحث در علل اين حصر بسيار است [٣].
نتيجه آن كه: ١ - ممنوعيت متعه در مذاهب اربعه ربطى به فقهاى پيشين ندارد.
٢ - چون اجماع بعد از اختلاف مفيد اثر نيست، دست فقيهان فعلى باز است.
گذشته از اين كه حصر اجتهاد به شكل مذكور فاقد هرگونه توجيه علمى است.
٣ - پيرامون حقيقت شرعيه هر گاه شرع مقدس لفظى را براى معناى خاصى انتخاب كند از اين انتخاب به حقيقت شرعيه تعبير مى شود، در اين فرض هر گاه اين لفظ در لغت وعرف عام
[١]آمار فقهاى اماميه در زمان امام باقر وصادق (عليهما السلام) خارج از حد احصا وشمارش است، حسن بن على بن زياد وشاء گفته تنها در مسجد كوفه ٩٠٠ دانشمند امامى را درك كردم كه همه مى گفتند حدثنى جعفر بن محمد.
[٢]محقق انصارى در كتاب رسائل (به نقل از كتاب هاى تاريخ) نگاشته است: اهل كوفه پيرو ابو حنيفة و سفيان ثورى ويك شخص ديگر بوده اند واهل مكه پيرو ابن ابى جريح واهل مدينة تابع مالك واهل بصره پيرو عمان وسواده بوده اند واهل شام از اوزاعى ووليد واهل مصر از ليث بن سعيد واهل خراسان از عبد الله ابن مبارك تقليد مى كرده اند.
(رسائل، چاپ رحلى يك جلدى بحث تعادل وتراجيح، ص ٤٦٨) ٣.
ر.
ك: شيخ آغا بزرگ تهرانى، تاريخ حصر اجتهاد، ومحمود شهابى، ادوار فقه.