خيمه عفاف

خيمه عفاف - کریمی، حسین - الصفحة ١٠٤

متعه درون يكى از منازل بغداد مورد هجوم قرار داده وبا كارد، گردن وى را به مقدارى كه يقين داشته اند هلاك شده بريده سپس در نمد پيچيده وبه خرابه انداخته اند.

راوى گفت آثار بريدگى گردن در وى نمايان بود چند بار پرسيديم جواب نداد سر انجام داستانش را از ابو زينبه شنيديم.

[١] ايشان پس از نقل اين ماجرا مى فرمايد: استحباب متعه نزد شيعه ثابت است بلكه از امام صادق (عليه السلام) مروى است: از ما نيست كسى كه ايمان به رجعت ما نداشته باشد ومتعه را حلال نداند.

سپس مى نويسد: روايات بسيار در استحباب متعه وارد گرديده است.

ودر بخش ديگرى از كلام خود مى فرمايد: حضرت هادى (عليه السلام) به بعضى از شيعيان نوشت: در امر متعه اصرار نورزيد آنچه بر شماست اقامه سنت و مخالفت با بدعت است نه پيگيرى واصرار در اين كار به حدى كه باعث تنفر و اعراض از زن وبچه شود و سر انجام منجر به بدبينى ونفرين به ما خاندان رسالت گردد [٢].

نگارنده مرقوم مى دارد: از مجموع روايات استفاده مى شود كه ترغيب در امر متعه در موارد خاصى است كه ضرورت اجتماعى به آن بستگى دارد ويا به عنوان مخالفت با بدعت انتخاب مى شود نه براى عياشى و هوسرانى.


[١]حسين بن حمدان حضينى در كتاب هداية از على بن محمد قمى در حديثى نقل مى كند كه: هدايائى را از قم براى حضرت هادى (عليه السلام) به سامرا بردم قبل از آن كه خدمت امام برسم قاصدى از طرف حضرت آمد كه هر چه زودتر با هدايايى كه آوردى برگرد ودر سامرا نمان، اگر نروى گرفتار مى شوى، شب ماندم وتوسط پيرزنى زن جوانى را متعه كردم نيمه شب مامورين به منزل ريختند من را دستگير وهدايا را مصادره كردند، در اثر نافرمانى از امام شش ماه در زندان محبوس شدم بعد از شش ماه قاصدى از طرف امام آمد كه امروز آزاد مى شوى به شهر برگرد همان روز آزاد شدم وبرگشتم.

" اثبات الهداة باب معجزات امام هادى، وكتاب جزا اعدا امام هادى، ص ١٣ ".

[٢]منتهى الآمال بخش دلائل با هرات حضرت جواد (عليه السلام).