درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٢٢ -           تداوم رسالت انبياء
را حركت داد اما نتوانست آن جامعه مطلوب را ببيند و مردم خود جامعه موسوى يا اسلامى يا . . . را ايجاد كردند ) . ايجاد شد .
بوسيله جانشينان موسى , يوشع بن نون - كالب بن يوحنى چون اينها در بين مردم بودند كتاب بصورت سالمى در ميان آنان بود و چون موفقيت عايدشان شد و توانستند آن ديناميسم الهى , اسلامى , توحيدى را تعقيب كنند , پيداست كه كتاب در بينشان تحريف نشده بود .
ج با دليلى ثابت و غير قابل انكار در بين مردم بود . مانند دوران بعد از عيسى ( ع ) پس از آنكه وى به آسمانها عروج كرد ( او كشته نشد و از دنيا نرفت ) , عيسويان دچار يك ظلم دو گانه شدند يكى ظلم امپراتورى روم كه مشرك و كافر بود و بشدت اين آئين توحيدى و مترقى را تحت فشار گذاشت و ديگرى ظلم بنى اسرائيليان غير عيسوى ( يهوديان ) , كه آنها هم اسرائيلى بودند و از همين نژاد و ملت , اما پيام عيسى را با ديده قبول نگاه نكردند . مرتجعين سنت گراى اسرائيلى در نتيجه ايندو ظلم , آنان ساليان سال در اختناق و در خفاء - در كانالهاى زير زمينى در روم و شام و خاور ميانه و . . . زندگى مى كردند . اجتماعات نداشتند . نمى توانستند ميراث نبوت را آزادانه بيكديگر برسانند . حواريون عيسى ( ع ) مجبور بودند , كوله بار رنج و حزنشان بر دوش و از اين شهر و به آن شهر و از اين ديار به آن ديار حركت كنند و پيام عيسى را برسانند . اين موجب شد كه كتاب انجيل كه در دست عيسى بود در دسترس مردم نباشد و انجيل را الان با چهار روايت مى بينيد - متى , مرقس , لوقا , يوحنى , اين انجيلها عين آن آيات و آثار و حكم عيسى ( ع ) نيست .