درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨٨ -           توضيحى برواژه مستضعف
( چه رهبر و پيشروان انقلاب , و چه توده انقلابى ) با اخلاق انقلابى و با خصلت ها و خلق و خوى انقلابى آميخته و آراسته باشد . ماديون و مفسران ماركسيسم بغلط تصور مى كنند , آن كسى كه مى تواند از اين اخلاق انقلابى و خوى و خصلت برخوردار باشد كه خود از طبقه پرولتر و مستمند و پا برهنه باشد . ( اين غلط است و لازم نيست ) . چرا كه : انسان هميشه انسان است و در همه جا انسان است , يعنى تربيت پذير است , اصلاح پذير است , مى تواند اخلاق درست انقلابى و خلق و خوى طرفداران از مستضعفين را پيدا كند و داشته باشد , همانسان كه انبياء داشته اند . و اينكه اميرالمؤمنين ( ع ) مى فرمايد :
وكانوا قوما مستضعفين . . . به اين معناست كه انبياء از اين خلق و خوى و روحيه و خصلت برخوردار بودند .
درست است كه تربيت اشرافى , انسان را اشرافى مى پرورد , اما درست نيست كه بگوئيم تربيت خاندان اشرافى بر روى انسان ديگرى كه در چنين خاندانى پرورش يافته غير قابل زوال و تغيير ناپذير است . آنوقتى كه هدايت خدا ( يا به صورت تفكر و تدبر و بيدارى وجدان خود شخص و يا بصورت تعليم و پيام آورى و تربيت و تزكيه از سوى استادان اخلاق يعنى پيامبران و جانشينان آنها ) به اين جسمهاى مريضى كه تحت تاثير تربيت اشرافيت هستند بتابد , اين افسردگى را از آنها خواهد برد و آنها را به خلق و خوى انقلابى , خواهد آراست .
و اين تاريخ نبوتهاست .
و اين سليمان , داود , موسى , عيسى محمد و بقيه كسانى است كه مى توانيم نام ببريم .