درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨٧ -           توضيحى برواژه مستضعف
سليمان در خانه اين فرمانده ( داود ) بدنيا آمد . آنوقتى كه داود بحكومت و قدرت رسيد , فرزندش سليمان متولد شد . سليمان كه يك پيغمبر الهى است ( و ما بين او و موسى ( ع ) از نظر قداست و طهارت و تقوا و روحيه انقلابيگرى و . . . و پيامبرى هيچ فرقى نيست ) , اما همين پيامبر الهى برگزيده خدا , در خانه يك حاكم يعنى داود بدنيا آمد و فرزند اوست .
ابراهيم در خانه يك بت تراش بدنيا آمد و آنطور كه از تاريخ اقوام و اديان گذشته مى دانيم بت تراشان , نه تنها جزو طبقات پائين و مستضعف نبوده , بلكه از مقدسين و محترمين محسوب مى شدند . پس پيامبران در مواردى ( نه همه جا ) در خانواده هاى مرفه و حتى داراى قدرت و حكومت متولد شده و رشد يافته اند .
پس اينجا دو مطلب در كنار هم داريم :
١ - اميرالمؤمنين ( ع ) در اين خطبه فرموده اند كه پيامبران مردمى بودند از مستضعفان و متواضع و خاك نشين و خاكسار .
٢ - پيغمبران در منشأهاى اجتماعى مرفه و بالا ( بعضى از آنها ) متولد شده اند .
آيا ايندو مطلب با هم منافات دارند ؟ خير
بحث اصلى اين نيست كه روشن شود اينها با هم منافات دارند يا خير . بلكه اينجا مى خواهيم يك مسئله اصولى را روشن كنيم : مى خواهيم افسانه پندارى لزوم وابستگى انقلابيون به طبقات پرولتر ( بقول كمونيستها ) و طبقات مستمند و پا برهنه و كارگر بوجود آمده باشند , اين خلاف است . آن چيزى كه ضرورت دارد آراستگى انقلابى به اخلاق انقلابى است . ( دقت كنيد ) لازم است كه انقلابى ,