درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨
هم در طول اين هزار سال همواره قبول داشتند كه پاره اى از مطالب كتاب شريف نهج البلاغه فراتر از سخن انسان است و بالاتر از حد دانش معمولى بشر در آن روزگار است .
بنابراين با اينكه در خود كتاب نهج البلاغه سلسله سندى براى اين كلمات ذكر نشده و انتصابش را به اميرالمؤمنين با يك زنجيره اى از روات و محدثان نمى توانيم مشخص كنيم اما بى گمان اين كتاب معتبر است و رسيده و صادر شده از اميرالمؤمنين . اين هم مطلب دوم .
مطلب سوم اينست كه نهج البلاغه همانطوريكه مى دانيد و من حالا هم به اجمال اشاره كردم خطبه ها و نامه هاى على ( ع ) است خطبه ها يعنى سخنرانى ها , نه خطبه هاى نماز جمعه , شايد بعضى از اينها مضمون خطب نماز جمعه هم باشد اما اميرالمؤمنين در موضع يك معلم و يك اسلام شناس و نيز در موضع يك حاكم با مردم خود حرف مى زد . و سخنرانى مى كرد و اين سخنان مجموعه آن سخنرانى هاست . ناگزير اين سخنان ضمن اينكه خطوط كلى انديشه اسلامى را در خود منعكس مى كند ناظر به مسائل روز , يعنى مسائل جارى و مشكلات زندگى امير المؤمنين نيز هست . ما در زمان خودمان و در دوره ايكه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى پديد آمده وجوه مشابه زيادى ميان وضعيت جامعه خود و وضعيت جامعه اميرالمؤمنين بدست مى آوريم اگر چه از جهات فراوانى وضع ما شبيه به وضع جامعه مدينه در هنگام هجرت پيغمبر است از لحاظ دشمنان و جبهه بنديها و خصومتها و بقيه مسائل . اما شگفتا كه از جهات متعددى نيز وضع جامعه ما شبيه به وضع جامعه علوى است جامعه كوفه , و مى دانيد كه فرق ميان وضع اجتماعى در حكومت پيغمبر و حكومت على اين بود كه در حكومت پيغمبر جبهه دشمن يك جبهه