درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٧
خطبه ها را اين نامه ها و اين كلمات در آن كتابها با سندهاى صحيح خود ذكر شده . بنابراين بصرف اينكه در كتاب موجود نهج البلاغه سندى براى اين كلمات نيامده ما نبايستى تصور كنيم كه اين كلمات بدون سند است .
ثانيا : سند در حديث البته وسيله اطمينان انسان است اما وسيله ديگرى هم براى اطمينان مى شود فرض كرد و آن متن حديث است وقتى كه شما به متن يك سخن و يك گفتار نگاه مى كنيد و اين متن را داراى مضمونى معجزه آسا مى بينيد همانطوريكه انشاء الله در آينده در تفسير كلمات اميرالمؤمنين مشاهده خواهد شد و مى بينيد كه يك انسان در يك جمله چيزى را ذكر كرده كه فراتر از انديشه معمولى و عادى آن زمان است و بشر در طول چند قرن توانسته آن مضامين و آن مفاهيم را درك كند و يا مى بينيد كه در يك سخن خبر از آينده اى داده شده آن آينده جز براى انسانى مثل اميرالمؤمنين كه با دانش بى پايان الهى مرتبط و متصل هست قابل پيشگوئى نيست و مى بينيد كه اين همه با الفاظى در حدى بالاى فصاحت و بلاغت ادا شده , به روشنى در مى يابيد كه اين سخن , سخن يك انسان معمولى نيست و جز سخن يك امام معصوم چيز ديگرى نمى تواند باشد و لذا شما مى بينيد كه سيد رضى در آن زمان كه اين كتاب را تدوين كرد و اين خطبه ها را جمع كرد يا يك جاهائى در ذيل يك كلماتى مى گويد كه اين كلام در سخن بشر بى نظير است . و در آن زمان كسى از فصحاء و بلغاء و انديشمندان و اسلام شناسان و مخالفان اسلام به سيد رضى نگفتند و ايراد به اين حاشيه او نكردند كه تو چگونه مى گويى كه اين سخن بى نظير است , اين سخن قابل اهميتى مثلا نيست , بنابراين ناظران و شنوندگان سخن رضى