درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٦٩ -           دوران جاهليت
دهقان مى باشد . ) و يا از نوع استبدادى كه در كشورهاى مستبد پادشاهى است مثل مصر , عراق , عربستان و امثال ذلك . و يا از نوع تحميق ( بمعناى واقعى كلمه در دنياى غرب شاهدش هستيم ) يعنى سرگرم كردن مردم به شهوتها , به سكس , به شرب خمر , به انواع و اقسام بدبختيها و فسادها و تباهيها .
هيچ جائى مثل جامعه اسلامى نيست كه به مردم به صرف اينكه فقط انسان هستند حق راى بدهد و بگويد راى يك دكتر با راى يك كشاورز دهات دور افتاده جنوب خراسان يكى است و يك اندازه ارزش دارد اين ارزش جامعه اسلامى ايست و اگر بهمين ترتيب به پيش برويم مسلما بسمت اسلام پيش رفته ايم . اما در همين جامعه اسلامى هم اگر راى گيرى و تصميم گيرى و نظر دهى و خواستن و قضاوت كردن و فهميدن باز در يك عده خاص منحصر بشود ( آن عده هر كه مى خواهند باشند ) و ديگران ملزم باشند كه هر چه مى فهمند از طريق آنها باشد , آنوقت بدانيد جامعه دارد از اسلام فاصله مى گيرد . بهر حال بى قدرى و زبونى بر همه آرمانهاى انسانى و جاهلى لبخند ميزند و از هيچ كران افق , ابر رحمتى بر قشرهاى فرو افتاده سايه نمى افكند در جائى كه قحطى و خشك سالى و طوفان و زلزله و بيمارى نيز فقط دامن اين مردمان را مى گيرد و گوئى از آسمان نيز بلا ميبارد در زمانيكه انسان اسير است و بدام كشيده شده و گرسنه و خسته و وحشت زده و بيهوده و سرگشته و فساد آلوده و پوسيده و عجيب غافل با اين همه اينان بر سر آشتى هستند بردبارى مى كنند و اين فتنه است . وقتى مى گويند فلانى مفتون ( فتنه زده ) است يعنى اينكه مبهوت , فريفته مجذوب ميباشد . فتنه : راهزن دل و انديشه انسان است . چون فيلى مست