درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٥ -           دوران جاهليت
ميزند و آن كسى كه در همين بيابان بسوى مرداب و پرتگاه دارد مى شتابد . او آرمان دارد . اما يك آرمان گمراه كننده ؟ تباه كننده ؟ ! كه اگر اين آرمان تحقق پيدا بكند نه فقط خود او را از بين خواهد برد بلكه گاهى ملتى را نابود خواهد كرد . همچنانكه قرآن مى گويد : الم تر الى الذين بدلوا نعمت الله كفرا و احلوا قومهم دار البوار جهنم يصلونها و بئس القرار ( سوره ١٤ آيه ٢٨ ٢٩ )
آنكسانيكه نعمت خدا را كفران كردند و نه فقط خود را بلكه قوم خود را نيز به سرزمين نابودى و هلاكت كشاندند . كه همان جهنم باشد . همه اين قدرتمداران عالم و سلطه جويان از اين قبيلند , همه اين سرمايه داراى بزرگ و جهانى كه بدنبال تامين شبكه عظيم اقتصادى و پولى , هر جنايتى را انجام مى دهند , اينها آرمان خواه هستند . اينها هم آرمانى دارند . اما چه آرمانى ؟ آرمانى زشت ؟ آرمانى تباه كننده .
تمام كسانيكه در تاريخ منشاء فسادهاى بزرگ شدند اينها از اين قبيلند . اينها گمراهى هاى معنوى مى باشند كه شامل زر و زور و تزوير هر سه مى شوند .
كسانى هم هستند كه آرمانشان از مقوله مال يا قدرت مادى نيست , بلكه از مقوله و جاهت ها و قدرتهاى معنوى و فريب گر و مزدورانه است , ولى بهر حال آرمان تباه گر .
گمراهى يعنى اين , جامعه جاهلى كه انبياء و اولياء در آن مبعوث شدند و ظاهر مى شوند , زمينه اش زمينه گمراهى است .
آنچه در اين جامعه چشمگيرتر از همه است , گمراهى انسان هاست . اين گمراهى انسانها چه نتايجى دارد ؟ چه نمودارهائى را