درسهائي از نهج البلاغه - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٣٦ -           ختم نبوت
است , گوياى آن خطى است كه طبق آن خط انسان مستقيما با خدا ارتباط پيدا مى كند , يعنى وحى تا آنزمان ( تا ارسال رسول خاتم ) لازم است و از آن ببعد بوحى و جبرئيل و . . . نيازى نيست .
از همه آنچه كه گذشته و ارائه شده است , انسان مى تواند راههاى نو را بشناسد و به شناختهاى جديد برسد و راه زندگى را از آنچه كه گفته شده خود استخراج و استنباط و درك كند .
آخرين نقطه پايانى نبوت كه نقطه اوج نبوتها نيز هست , آخرين پيامبر است . بنابر اين خداوند اين پيامبر را مبعوث كرد لانجا زعدته و تمام نبوته تا وعده اش را محقق كرده و نبوت را به كمال رساند ( تمام يعنى كامل شدن ) .
الى ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله ( ص ) لانجاز عدته و تمام نبوته ما خوذا على النبيين ميثاقه مشهوره سماته كريما ميلاده
تا اينكه خداوند سبحان محمد ( ص ) فرستاده خود را مبعوث كرد براى تحقق بخشيدن وعده خود و بپايان رساندن نبوت در حاليكه پيمان او را از پيامبران ( قبلى ) گرفته بود , و نشانه هاى او شناخته شده بود , و ميلاد او با شرف و شرافتمندانه بود .
ماخوذا على النبيين ميثاقه : تعهد پيامبر را از پيامبران قبلى گرفته بود . تعهد از آنان گرفته بود كه به او ايمان بياورند . نوح , ابراهيم , موسى و عيسى و . . . همه بايد باو ايمان داشتند , پيامبرى كه از نسل خود آنان و بدنبال آنان خواهد آمد . همچنانكه قبلا هم ذكر شد كه پيامبران قبلى از پيامبران بعدى خبر مى دادند . پيغمبر اكرم ( ص ) در اوج قله نبوت بود و سايرين پائينتر از او و هيچ