اعتبار زيارت عاشورا - كريمى، حسين - الصفحة ٢٤ - ب) حكم فقهى لعن
و عاصى است و نسبت به كسى كه خداوند امر به تبرّى از كرده است و با امر او مخالفت نموده و مصرّ بر معاصى است، توبه و استغفار براى او مورد قبول واقع نمىشود و تارك لعن بر شيطان با عدم اعتقاد به وجوب لعن، كافر و با اعتقاد به وجوب لعن، خطا كار است.
سپس در ادامه نوشتار مطالب مفصّلى پيرامون لعن بر يزيد و امثال او آورده است و مىگويد: در ميان اصحاب پيامبر افرادى مانند مغيره بن شعبه بودهاند كه عدهاى شهادت بر ارتكاب او به زنا دادهاند و عمر بن الخطاب نسبت به شهود او انكارى نكرد و نگفت نسبت به اصحاب رسول خدا (ص) و كارهاى زشت آنها بايد از قضاوت خوددارى نمود، بلكه شهادت شهود را استماع كرده، ليكن چون به چهار نفر نرسيد، ترتيب اثر نداد. اگر واقعاً روايت
«أصحابي كالنجوم بأيّهم اقتديتم اهتديتم»
صحيح مىبود بايد مغيره به اين روايت تمسّك مىجست، در حالىكه چنين حرفى را نزد.
و همينطور شخص ديگرى به نام قدامه بن مظعون در زمان عمر مرتكب شرب خمر شد و عمر بر او حدّ را جارى كرد، در
حالىكه او از اصحاب پيامبر بلكه از اصحاب بدر بود و مشهور آن است كه بدريون از اهل بهشت مىباشند. و خود او نيز در مقابل اعتراض نكرد و به كلام پيامبر (ص) تمسك نجست.
همينطور موارد ديگرى را بهعنوان نقض بيان نموده است و در ادامه آورده است: كسانى كه مىخواهند از اختلاف صحابه و طعنه زدن برخى از آنان نسبت به يكديگر و قدح آنان نسبت به هم اطّلاع بيشترى پيدا كنند به كتاب نظّام مراجعه نمايند و نكته مهم و قابل توجه در اينجا اين است كه جاحظ در مورد نظّام گفته است: او شديدترين