اعتبار زيارت عاشورا - كريمى، حسين - الصفحة ٧٣ - (٢) بخشى پيرامون بنى اميه و لعن آنان
در حالى كه اين لعن كلى است كه با لفظ «قاطبه» مورد تأكيد هم قرار گرفته و ديگر قابل براى تخصيص نيست.
بزرگان از اين اشكال جواب داده اند. بعضى گفتهاند قضيه «اللهم العن بني امية» از سنخ قضاياى خارجيه است و نظر به افرادى دارد كه دنبال غصب خلافت بوده [١] و يا به جنايات غاصبان خلافت راضى بودهاند.
برخى هم گفتهاند: گرچه جمله «اللهم العن بني امية قاطبة» از عمومات مؤكّده است، ولى اين امر با تخصيص جزيى سازگار است. [٢]
نگارنده گويد: انگيزه معاويه بن يزيد در عزل خود از خلافت غصبى بر ما روشن نيست. امّا عمر بن عبد العزيز گرچه بعضى از كارهاى نيك انجام داد، ولى راضى نشد از خلافت غصبى خود را كنار بكشد. لذا امام سجاد (ع) درباره او فرمود: اهل زمين او را ستايش و اهل آسمان او را لعنت مىنمايند، چون از خلافت غصبى دست نكشيد.
و امّا در مورد ديگران (مانند خالد بن سعيد) بعضى گفتهاند آنان كه خوب و مورد مدح بودهاند، فرزند خواندگان بنى اميهاند و نه فرزند واقعى. [٣]
ليكن در اين باره، جواب معتبر را امام صادق (ع) فرمودهاند. توضيح آنكه روزى سعد الخير با چشم گريان خدمت امام صادق (ع) رسيد.
[١]- تنقيح المقال.
[٢]- همان.
[٣]- شفاء الصدور ٣٥٣: ١- ٣٦٣.