اعتبار زيارت عاشورا - كريمى، حسين - الصفحة ٨٢ - (٣) تجديد خاطرة عاشورا و آثار آنان
ابن جوزى گفته است از صالح بن احمد بن حنبل روايت شده كه با پدرم گفتم: گروهى مرا به موالات يزيد نسبت مىدهند. پدرم گفت: اى پسر من
مگر يزيد را مؤمن دوست مىدارد. گفتم: چرا او را لعنت نمىكنى؟ گفت: كى مرا ديدى كه چيزى را لعنت كنم، آيا تو لعنت نمىكنى كسى را كه خداى در كتاب خود او را لعنت كرده است. گفتم: در كجاى قرآن لعن او است؟ پدرم اين آيه را تلاوت كرد: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ\* أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمي أَبْصارَهُمْ [١] گفت: آيا فسادى اعظم از قتل است.
جماعتى از اهل سنت اعتقاد به كفر يزيد دارند، چنانكه ابن حجر در كتاب «الصواعق المحرمه» گفته است كه اهل سنت اختلاف در كفر يزيد دارند. طائفهاى او را به سبب كلام سبط ابن جوزى كافر مىدانند. و نيز غير از او كه گفتهاند: مشهور آن است كه چون سر مبارك را آوردند اهل شام را فراهم كرد و با خيزران بر آن همى زد و اين ابيات را خواند:
|
لعبت هاشم بالملك فلا |
خبر جاء ولا وحى نزل |
|
|
ليت اشياخى ببدر شهدوا |
جزع الخزرج مع وقع الاسل |
|
|
لأهلوا و استهلوا فرحا |
ثم قالوا: يا يزيد لا تشل [٢] |
تفتازانى درشرح مقاصد مىگويد: مظلوميت اهل بيت و ظلم بنى اميه به ايشان قابل ترديد نيست و اينكه بعضى اين مطلب را انكار
[١]- محمد (ص): ٢٢ و ٢٣.
[٢]- تتمة المنتهى: ٤٥- ٤٤.