اعتبار زيارت عاشورا - كريمى، حسين - الصفحة ٢٢ - ب) حكم فقهى لعن
او دشمن بودهاند، مىنموديد. در آن روز چه جوابى خواهيد داشت؟ آيا شما نمىترسيد كه از مصاديق اين آيه شريفه باشيد: رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا. [١]
٣- با مراجعه به قرآن كريم از آيات شريفه آن وجوب لعن استفاده مىشود. چرا كه در قرآن آمده است: أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ [٢] خبر در اين آيه شريفه در مقام امر و انشاء است، يعنى بر همه لعنكنندگان لعن چنين افرادى واجب است. در آيه ديگر خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد: لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ [٣] در اين آيه خداوند متعال، گنهكاران و كافران از بنىاسرائيل را به زبان پيامبر بزرگوارش حضرت داود (ع) مورد لعن قرار داده است و همينطور آيات ٧٨ سوره ص و ٥٧ و ٦١ سوره احزاب. و به دنبال اين آيات فرموده: إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً [٤]. پس در مقابل سؤال جوينى كه مىگويد: چه چيزى بر ما لعن را واجب مىكند، بايد گفت: آيات متعددى از قرآن بيانگر وجوب لعن نسبت به برخى از افراد است.
٤- اين مطلب كه ابوالمعالى مىگويد چه ثوابى بر لعن مترتّب است و همينطور مطالب بعدى او، ناشى از عدم اطلاع و جهالت او است، چرا كه بر حسب آيات قرآن، لعن از مصاديق اطاعت خدا است و اگر
[١]- احزاب: ٦٧.
[٢]- بقره: ١٥٩.
[٣]- مائده: ٧٨.
[٤]- احزاب: ٦٤.