تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٧٠ - روايت نخست
در لسان العرب نيز معناى لغوى آن را اينطور بررسى كرده است.
النُّطفة: الماء القليل يبقى في الدَّلْو؛ عن اللحياني أَيضاً، و قيل:
هي الماء الصافي، قلَّ أَو كثر، و الجمع نُطَف و نِطاف، و قد فرّق الجوهري بين هذين اللفظين في الجمع فقال: النُّطفة الماء الصافي، و الجمع النِّطاف، و النُّطفة ماء الرجل، و الجمع نُطَف [١].
نطفه آب كمى است كه در دلو باقى مىماند، از لحيانى نيز اينطور نقل شده است. گفته شده: آن آب زلال است، كم باشديا زياد، و جمع آن نُطَف و نطاف است. جوهرى ميان اين دو لفظ در جمع فرق گذاشته است و گفته: نطفه آب صافى است و جمع آن نطاف است و نطفه آب مرد است و جمع آن نُطَف است.
راغب اصفهانى نيز در كتاب المفردات مىگويد:
النطفة: الماء الصافي، ويعبّر بها عن ماء الرجل [٢].
نطفه عبارت است از آب صاف و زلال، كه از آن به آب مرد نيز تعبير مىشود.
همان طور كه مىبينيم بنا بر ديدگاه جوهرى، نطفه در لغت هم به آب صافى اطلاق مىشود و هم به آب مرد.
امّا برخى مدّعى شدهاند كه نطفه عبارت است از تركيب حاصل از اسپرم مرد با تخمك زن.
[١]. لسان العرب ٩: ٣٣٤، «نطف».
[٢].؟؟؟.