تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٧٤ - روايت نخست
مناقشه استدلال به روايت
به نظر مىرسد استفاده چنين اطلاقى از روايت، مشكل و ناتمام باشد؛ زيرا:
اولًا: در كلام امام عليه السلام، استقرار به خود رجل نسبت داده شده و مىفرمايد: «رجل أقرّ نطفته في رحم ...». بنابر اين، ولو آن كه اطلاق مذكور را بپذيريم و استقرار را مقيّد به مباشرت و مقاربت نكنيم، امّا باز هم همه فرضهاى شكل دوّم تلقيح مصنوعى را شامل نخواهد بود؛ زيرا اگر دلالت روايت را براى كسى كه خودش با وسيله و ابزارى، نطفه خود را در رحم ديگرى قرار دهد، تمام بدانيم، لااقل مواردى هست كه قطعاً از مورد اين روايت خارج است؛ مانند:
١. آنجا كه ديگران نطفه مرد را در رحم زن اجنبيّه قرار دهند و خود مرد نيز از اين عمل اطّلاع دارد. در اينجا بعيد است بتوانيم اطلاق روايت را مشمول اين مورد بدانيم.
٢. اگر مورد قبل را نيز مشمول اطلاق روايت بدانيم، لااقل در جايى كه مرد متوجّه نباشد نطفه او را در رحم زنى اجنبيّه قرار دادهاند و هويّت او مشخص نباشد، ديگر به هيچ وجه نمىتوانيم اطلاق روايت را شامل آن بدانيم.
مردى كه خبر ندارد نطفه او را در رحم چه كسى قرار مىدهند و زن هم نمىداند كه اين نطفه براى چه كسى است، آيا اين مرد مشمول «اشدّ الناس عذاباً يوم القيامة» مىباشد؟
مثال روشن آن مسئلهاى است كه در كتاب الحدود آمده، كه مردى با