تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٥٩ - روايتى در مورد معالجه زن توسط پزشك مرد
روايتى در مورد معالجه زن توسط پزشك مرد
در روايت معتبر از ابو حمزه ثمالى از امام باقر عليه السلام اين طور آمده است:
عَنْ أَبِي حَمْزَة الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ يُصِيبُهَا الْبَلَاءُ فِي جَسَدِهَا إِمَّا كَسْرٌ وَ إِمَّا جُرْحٌ فِي مَكَانٍ لَا يَصْلُحُ النَّظَرُ إِلَيْهِ يَكُونُ الرَّجُلُ أَرْفَقَ بِعِلَاجِهِ مِنَ النِّسَاءِ أَ يَصْلُحُ لَهُ النَّظَرُ إِلَيْهَا؟ قَالَ: إِذَا اضْطُرَّتْ إِلَيْهِ فَلْيُعَالِجْهَا إِنْ شَاءَتْ [١].
از امام باقر عليه السلام سؤال كرده است درباره زن مسلمانى كه در بدنش بلايى وارد شده، كه يا يك شكستگى و يا جراحتى است و آن در قسمتى از بدن او است كه نظر به آن جايز نيست، و مرد بهتر مىتواند او را علاج كند تا زن، آيا نظر به اين زن براى طبيب جايز است يا نه؟ حضرت پاسخ مىدهند كه اگر زن مضطرّ به اين مرد شد، اين مرد مىتواند او را معالجه كند.
حكمى كه حضرت بيان مىفرمايند در قالب جمله شرطيه است كه با حرف «إذا» آمده است: «إذا اضطُرّت إليه»، و مقصود آن است كه اگر زن در مقام معالجه، به پزشك مرد نياز پيدا كند و جز آن مرد، راه ديگرى براى معالجه وى نباشد، اشكالى ندارد. از آنجا كه بنا بر نظر مشهور در
[١]. الكافي ٥: ٥٣٤، باب المرأة يصيبها البلاء، حديث ١، وسائل الشيعة ٢٠: ٢٣٣، أبواب مقدمات النكاح، باب ١٣٠، حديث ١.