تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٧٢ - روايت نخست
ب. مقصود از استقرار نطفه چيست؟
از دو منظر مىتوان به ارتباط جنسى زن و مرد بيگانه توجه نمود:
اوّل: نزديكى و مقاربت آنها با يكديگر است. در اينجا مقاربت از روى زنا، گاهى همراه با قرار دادن نطفه در رحم زن است و گاهى شخص زانى صرفاً دخول مىكند و نطفه را در رحم زن قرار نمىدهد.
در اين فرض خواه نطفه را در رحم زن قرار بدهد يا ندهد، زنا محسوب مىشود.
دوّم: قرار دادن منى در رحم زن بيگانه.
در اين فرض مقاربت و نزديكى زنا كننده را مورد نظر و توجّه قرار ندادهايم، بلكه توجّه خود را به قراردادن نطفه در رحم زن، خواه ناشى از نزديكى و دخول باشد، يا به هر وسيله ديگر، معطوف كردهايم.
پر واضح است كه ميان فرض اول و دوم، عموم و خصوص من وجه است. از سويى بعيد است بتوانيم بر استقرار نطفه كه ناشى از دخول نيست، عنوان «زنا» را اطلاق كنيم.
در واقع آنجا كه بخواهيم درباره ميزان معصيت و گناه قراردادن نطفه در رحم زن اجنبيّه و ولد زنا درست كردن، سخن بگوييم، ديگر فرقى نمىكند كه اين نطفه گذارى، ناشى از نزديكى و دخول باشد يا بدون آن، مانند آن كه مردى، منى خود را با وسيلهاى، در رحم زن بيگانه قرار دهد و موجب تكوين فرزندى از زنا در رحم او شود.
اين روايت نيز در صدد بيان زنا و مقاربت از حرام و گناه و معصيت آن نيست؛ چه گناه و معصيت زنا براى همه افراد واضح و مبرهن است و