تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٤٤ - روايت سوم
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَقَالَتْ: أَنَا حُبْلَى، وَ أَنَا أُخْتُكَ مِنَ الرَّضَاعَةِ، وَ أَنَا عَلَى غَيْرِ عِدَّةٍ، قَالَ: فَقَالَ: إِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا وَ وَاقَعَهَا لَمْ يُصَدِّقْهَا وَإِنْ كَانَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا وَ لَمْ يُوَاقِعْهَا فَلْيَختَبِر وَلْيَسْأَلْ إِذَا لَمْ يَكُنْ عَرَفَهَا قَبْلَ ذَلِك [١].
در نقل تهذيب آمده: «فليتحرّ وليسأل ...» و در نقل فقيه آمده است:
«فليحتط وليسأل ...».
ترجمه روايت به شرح زير مىباشد.
ابو بصير مىگويد: از امام باقر عليه السلام سؤال كردم كه مردى با زنى ازدواج مىكند، زن به مرد مىگويد كه من حامله هستم (معنايش اين است كه هنوز در عده شوهر سابقش است و تا وضع حمل نشود از عده او خارج نمىشود، در نتيجه ازدواج تو با من باطل است)، يا زن ادّعا مىكند كه من خواهر رضاعى تو هستم، يا زن ادّعا مىكند كه در عدّه ديگرى است، حال سؤال اين است كه آيا اين ازدواج صحيح است يا نه؟ امام در جواب فرمودند: اگر مرد با او مواقعه كرده باشد و زن بعد از دخول و مواقعه يكى از اين ادّعاها را كرد، مرد نبايد او را تصديق كند، امّا اگر با او دخول و مواقعه نكرده، بايد اختبار و جست و جو كند، (يا در بعضى از نسخهها آمده:
[١]. الكافي ٥: ٥٢٦، كتاب النكاح، باب النوادر، حديث ٢٠، الفقيه ٣: ٤٧٠، كتاب النكاح، باب النوادر، حديث ٤٦٤٠، تهذيب الاحكام ٧: ٤٣٣، باب التدليس في النكاح، حديث ٣٧، وسائل الشيعة ٢٠: ٢٩٦، كتاب النكاح، أبواب عقد النكاح، باب ١٨، حديث ١.