تلقيح مصنوعى - فاضل لنكرانى، محمدجواد - الصفحة ٧٣ - روايت نخست
خداوند متعال در قرآن كريم صريحاً دستور داده است كه حتّى به زنا نزديك نشويد [١]، بلكه روايت، به فرض دوم اشاره دارد، كه آن غير از مطلق زنا و بالاتر از آن مىباشد، اين كه زنا كننده، آنقدر گستاخ و بىشرم باشد كه بخواهد نطفه خود را در رحم زن اجنبيه قرار داده و موجب تكوين جنينى از حرام شود؛ از اين روى اين شخص را به اشدّ عذاب در روز قيامت محكوم فرموده است.
بنا بر اين، اگر استقرار نطفه در رحم زن اجنبيّه محكوم به اين عذاب شد، اين استقرار اطلاق دارد و فرقى نمىكند كه از راه مقاربت باشد، يا با وسيلهاى ديگر اين استقرار صورت گيرد تا منجر به ولد از حرام شود.
به توضيح ديگر، مىتوانيم از اين روايت مسئله زنا و مقاربت را الغاء خصوصيت كنيم و بگوييم اين روايت ملاك در مشمول اين نوع عذاب بودن را اين قرار داده كه كسى نطفه خود را در رحم زن بيگانه قرار دهد.
اگر ما بتوانيم بگوييم روايت براى زنا و مقاربت، خصوصيت و موضوعيتى قائل نيست، بلكه ملاك چنين گناه و معصيتى را فقط قرار دادن نطفه در رحم اجنبيّه مىداند، در آن صورت براى جايى كه بين نطفه اين مرد و زن تلقيح مصنوعى صورت بگيرد نيز استقرار نطفه صدق كرده و حرمت باقى است.
با اين توضيح، خود استقرار نطفه موضوعيت پيدا كرده و مشمول حكم شديدترين عذابها مىشود، ولو آن كه از راه زنا نباشد، مثل جايى كه اصلًا دخول و مقاربتى ميان زن و مرد اجنبى واقع نشود، بلكه نطفه مرد از راه غير طبيعى وارد رحم زن شود.
[١]. الإسراء (١٧): ٣٢.