سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٦
قتل نفس زكيه
يكى از علويان به نام محمد بن عبدالله در سال ١٤٥، در مدينه شورش كرد و به اتفاق ٢٥٠ نفر قيام كرد و صداى تكبير شهر را فراگرفت. نخست به زندان منصور حمله كردند. در زندان را شكستند و زندانيان بى گناه را آزاد كردند. سپس بالاى منبر قرار گرفت وكارهاى زشت و جنايات منصور را يادآور شد. قيام او آن چنان بر حق بود كه مالك بن أنس، فقيه مدينه، اجازه داد كه مردم با او بيعت كنند و بيعت خود با منصور را ناديده بگيرند، چون بيعت با وى از روى اكراه بوده است، سرانجام سپاه صدهزار نفرى عبّاسيان به مدينه حمله كرد او را كشت و سراو را براى منصور فرستادند.
همچنين برادر او به نام ابراهيم در بصره خروج كرد و او هم، به همين سرنوشت مبتلا شد.
سيوطى مى نويسد: در سال ١٤٥، محمد و ابراهيم دو فرزند عبدالله بن الحسن بن الحسن بن على بن ابى طالب خروج كردند، منصور، در جنگ بر آنها غلبه كرد. «فقتلهما و جماعة كثيرة من آل البيت فإنّا لله و إنّا إليه راجعون».[١]
(آن دو را با گروه بسيارى از خاندان پيامبر، گشت، پناه برخدا!)
[١] الكامل فى التاريخ، ٥/٥٢٣-٥٣٦; تاريخ الخلفا، ص ٢٥٧ .