سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠
تقدّمه بالموت من آبائه وذوى قرابته» و در اصطلاح فقهى، سلف به نوعى از داد و ستد مى گويند كه در آن، خريدار، ثمن را قبلاً مى پردازد تا جنس مورد معامله را در وقت معين دريافت كند، «سلف فروشى».[١]
و در برخى از مذاهب فقهى آمده است كه در نماز ميت گفته شود: «واجعله لنا سلفاً»، يعنى اين ميت را به عنوان ثمن از ما بپذير و در برابر آن براى ما پاداشى در آخرت عطا فرما.[٢]
كلينى در كافى نقل مى كند در موقع احتضار مؤمن در عالم معنى به او گفته مى شود:
«امّا الذى كنتَ ترجوه فقد أدركتَه ابشر بالسلف الصالح مرافقةَ رسولِ الله وعليّ وفاطمةَ، ثم تُسلّ نفسُه سلاًّ رفيقاً».[٣]
«آن چه كه به آن، اميد داشتى به آن رسيده اى، بشارت باد به تو به سلف صالح ـ يعنى ـ همنشينى با رسول خدا و على و فاطمه(عليهم السلام)، آنگاه جان او به آرامى گرفته مى شود.
از لسان العرب استفاده مى شود كه سلف بر جمعيّت پيشين، گفته مى شود، هر چند از بستگان انسان نباشند و در عين حال نوعى مشابهت در ميان آن دو باشد، به گواه آيه (فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَ مَثَلاً
[١] مجمع البحرين، ماده «سلف».
[٢] النهاية، ابن اثير، ج٢، ص ٣٩٠.
[٣] كافى، ج٣، كتاب جنائز، باب أنّ المؤمن لا يكره على قبض روحه، حديث٤.