سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤١
آنگاه كه از آنان سؤال مى شود: دليل شرعى شما بر چنين خودكشى چيست؟
با گفتار زبير بن عوام در جنگ جمل استدلال مى كنند كه گفت: «اقتلونى و مالكاً» (مالك اشتر را كه جنگ شعلهور ساخته بكشيد ولو به قيمت كشتن من!)
چه دليل محكمى؟! با گفتار يك ياغى كسى كه بر خليفه برحق خروج كرده، بر انديشه خود، استدلال مى كنند.
آيا در آن سيصد سال اوّل، كه خيرالقرون است، خود پيامبر و يا ياران او و يا تابعان به چنين برنامه اى دست زده اند يا اينكه آنان به هنگام اعزام گردانى براى قطع ريشه هاى فساد، چنين سفارش مى كردند:
«سيروا باسم الله و استعينوا بالله و اغزُوا على ملّة رسول الله... ولا تغدروا و لا تغلّوا ولا تمثُلوا. و لا تقتلوا شيخاً فايناً، ولا امرأة، ولا صبيّا ولا رهباناً، ولا تقطعوا شجراً إلاّ ما اضطروتم، ولا تحرقوا النخل ولا تغرقوه بالماء و لا تقطعوا شجرة مثمرة، ولا تحرقوا زرعاً، ولا تعقروا من البهائم مايؤ كل لحمه الاّ ما لابّد لكم من أكله ولا تمزجو مياه العدوّ بالسمّ، ايّاكم والحيلة».[١]
«به نام خدا پيش برويد و از خدا كمك بطلبيد. برطبق شريعت رسول
[١] تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٥٩; الاموال، ص ٢١٢; فروع الكافى، ص ٣٤ .