سلفى گرى در آيينه تاريخ

سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨

منصوب بودند كراراً درگير شد، و به نقاط مختلف از نجد تا به عراق حمله نمود و غارتگرى امر قبائل سنى و شيعى را «غنايم جنگى» ناميد و از اين طريق سطح زندگى پيروان خود را بالا برد. در اين مورد كافى است كه به نبردهاى وهابيان چه در زمان محمدبن عبدالوهاب به كتاب «عنوان المجد فى تاريخ نجد» نگارش ابن بشر مراجعه فرماييد.

حتى در اوايل قرن بيستم عبدالعزيز بن سعود، در پرتو كمكهاى خارجى، به حرمين شريفين يورش برد و سلطه خود را بر نجد و حجاز، گسترش داد و در اين مورد از هيچ جنايتى خوددارى نكرد بالاخص در طائف كه شرح آن، از قلمرو اين مقاله بيرون است. در عين حالى كه دولت سعودى براساس يورش بر نظام خلافت، اسلامى پديد آمده است، ولى عالمان عربستان و وابسته آنجا به دو گروه تقسيم مى شوند: گروهى مخالف و گروهى موافق دولت.

از گروه نخست شيخ يوسف قرضاوى است كه مرد شماره يك «اخوان مسلمين» به شمار مى رود. او در يك مصاحبه تلويزيونى چنين گفت: در آيين اسلام، خروج بر حاكمان، احكام ويژه اى دارد و هرگز دين، اين باب را به روى همگان نگشوده است تا هر فردى، امر منكرى را نزد حاكم ديد، سلاح بر دارد و با او بجنگد و فتنه بر پا كند، زيرا چنين كارى بسيارى خطرناك است. خروج بر حاكمان،