سلفى گرى در آيينه تاريخ

سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩

اين شخصيتها، انسانهاى وارسته اى هستند كه احدى از مسلمين درباره تقوا و پرهيزكارى و دانش گسترده آنان شك و ترديد نكرده و بسيارى از فقهاى اهل سنت نزد آنان درس آموخته اند كه اگر بخواهيم اسامى آنان را بياوريم سخن به درازا مى كشد.

اكنون سؤال مى شود كه اگر واقعاً مراد از خيرالقرون نيكى اهل آنهاست، پس سلفيها چرا به ائمّه اثناعشر مراجعه نمى كنند و از آنها سرمشق نمى گيرند؟

شگفت اينجاست كه اهل سنّت از انسانهاى خيرالقرون كمتر بهره گرفته ولكن در عقائد و فروع از كسانى بهره مى گيرند كه هرگز در اين عرصه نبوده و يا مردم خيرالقرون به آنها توجهى نداشته اند:

١. ابوالحسن اشعرى در سال ٢٦٠ ديده به جهان گشوده و در سال ٣٢٤ يا ٣٣٠ در گذشته است. اكنون اكثريت اهل سنت در عقائد اشعرى هستند و حال آنكه اشعرى از اهالى خيرالقرون نبوده تا مردم آن زمان از او پيروى كنند.

٢. در فروع، احمد بن حنبل كه مورد توجه سلفيهاست، در سال ١٦٤ ديده به جهان گشوده و در سال ٢٤١ درگذشته است و مرجعيّت فقهى او بعدها مطرح شده است كه خيرالقرون از آن پيروى ننموده است.

ولى در مقابل، پيامبر گرامى در حديث معروف ثقلين به پيروى