سلفى گرى در آيينه تاريخ

سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٥

پاى آنان را مى بريد و آنها را بر درختان خرما به دار مى آويخت.

٤. آيا تو قاتل شخصيت حضرمى نيستى كه زياد درباره او به شما نوشت كه او بر دين على(عليه السلام) است، در حالى كه دين على(عليه السلام)همان دين پسر عمويش، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است. پيامبرى كه اگر نبود، شما امروز اين جايگاه و قدرت را نداشتيد.[١]

دوران حكومت يزيد

معاويه در سال ٦٠ درگذشت و در روزهاى پايانى عمر خود، با زور و زر از مردم براى فرزندش يزيد بيعت گرفت، ولى شخصيتهاى بزرگى مانند حسين بن على و عبدالله بن زبير و عبدالله بن عباس از بيعت امتناع جستند. معاويه به هنگام مرگ به پسرش يزيد سفارش كرد كه درباره بيعت متعرض حسين بن على نشود، ولى جانشين جوان و بى تجربه و مغرور او، پند پدر را نپذيرفت، و به فرماندار مدينه نوشت كه از آن افراد براى او بيعت بگيرد. فرماندار مدينه، حسين بن على را احضار كرد و نامه يزيد را براى او خواند. حضرت پاسخ منفى داد و فرمود: «فعلى الاسلام السلام إذا بليت الأمة براع مثل يزيد».[٢]


[١] الامامة و السياسة، ج ١، ص ١٣١; در چاپ ديگر، ص ١٤٨; جمهرة الرسائل، ٢/١٦٧; تاريخ الخلفاء، ص ١٩٦; مختصر تاريخ دمشق، ابن منظور، ٧/١٣٥.
[٢] تاريخ طبرى، ج ٦، ص ١٦٩ تا ١٨٢; البداية و النهاية، ج ٨، ص ١٧٤ .