سلفى گرى در آيينه تاريخ

سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٩

تمتع و متعة النساء، حرام اعلام گشت و سه طلاق در يك مجلس، مشروعيت يافت و نماز تراويح را كه عمر، خود، به جماعت خواندن آن را بدعت مى دانست، پسنديده شمرد، و عرب را بر عجم برترى داده شد و خشونتهاى فراوان و انحرافهاى بسيار ديگر.[١]

دوران خليفه سوم، دوران آشوب و انحراف بود زيرا وى اكثر استانداران و فرمانداران و كارگزاران را از بنى اميه انتخاب كرد، كه بعضى از آنها، كه به ظاهر مسلمان بودند با عده اى از ياران مخلص پيامبر كه در صدق و دلسوزى آنان شكى نبود، بدرفتارى كردند و برخى از آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

روزى ابن مسعود در مسجد به گفتار عثمان اعتراض كرد. عثمان دستور داد كه نوكرانش او را با كتك از مسجد بيرون كنند. و غلام عثمان به نام يحموم آنچنان او را به زمين كوبيد كه دنده اش شكست.[٢]

يكى از كسانى كه بر حاتم بخشى عثمان اعتراض مى كرد، كه چرا بيت المال را بى حساب و كتاب به خويشاوندان خود مى بخشد، عمار ياسر بود. او به صراحت، به عثمان اعتراض كرد، او


[١] به كتاب شريف «النص و الاجتهاد» مراجعه شود.
[٢] انساب الاشراف، ج ٤، ص ١٤٧; تاريخ ابن كثير، ج ٧، ص ١٦٣ و ١٨٣ (حوادث سال ٣٢).