سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠
احياگر روش سلفى در قرن هشتم؟!
ابن تيميّه(٦٦١ـ ٧٢٨) نخستين كسى است كه پس از خاموشى دعوت سلفى گرى به احياى آن پرداخت. البته از واژه سلف صالح بهره نمى گيرد ولى در اكثر موارد، رأى خود را به سلف و اهل سنت و جماعت نسبت مى دهد و واژه سلف در كتاب او به نام «منهاج السنه» بيش از ديگر واژه ها به چشم مى خورد. وى تا سال ٦٩٩(تا اواخر قرن هفتم) رأى خاصى نداشت ولى از آغاز قرن هشتم با نگارش رساله «العقيدة الواسطية» شكاف عظيمى ميان اهل حديث پديد آورد، زيرا وى خدا را با صفاتى معرفى كرد كه جمهور مسلمانان بر خلاف آن هستند، و اين عقايد مخالف و شاذّ را مى توان چنين برشمرد:
١. خدا را جسمانى دانست
٢. براى خدا جهت و علو در نظر گرفت
٣. براى خدا حركت و صعود و نزول فرض كرد
٤. فنا و پايان پذيرى آتش دوزخ را مطرح كرد[١].
انتشار اين عقايد، در ميان مسلمانان شام و مصر خشم دانشمندان غيور اسلامى را بر ضدّ او برانگيخت، تا اين كه چند بار
[١] درباره آگاهى از اين عقايد ويژه به كتاب ابن تيميه فكراً ومنهجاً، ص ٣١ـ ٧٠ مراجعه شود، عبارت هاى وى در كتب مختلف او در اين صفحات آمده است.