سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦
ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، در تبيين احكام، از نصوص قرآن و سنت پيامبر بيرون نرفتند و نامورترين رجال اين گروه، امام على(عليه السلام) و شاگرد باوفاى او عبدالله بن عباس از صحابه و سعيد بن مسيّب و عامر بن شراحيل معروف به شعبى از تابعان هستند. حتى فرد اخير مى گويد: آنچه كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) رسيده است، بايد آن را گرفت و غير آن را بايد در زباله دان ريخت.[١] در برابر اين گروه، گروهى مصلحت گرا، پيروان رأى هستند كه با يك رشته محاسبات فتوا دادند و حتى مصلحت انديشى را بر نصّ الهى مقدّم داشتند. پيشواى آنان، عمر بن خطاب است كه در مواردى، رأى را بر نص ترجيح داده است كه برخى از نمونه هاى آن را متذكر مى شويم:
١. در عصر پيامبر و خليفه نخست و دو سال از خلافت عمر، سه طلاقه كردن زن، يك طلاق حساب مى شد، ولى عمر بن خطاب، روى مصلحت انديشى، فتوا داد كه بايد همان سه طلاق را امضا كنيم تا آنها از اين خلاف ها انجام ندهند.[٢]
٢. ازدواج موقت و حج تمتع از طرف عمر بن خطاب، تحريم شد و اين دو تحريم غوغايى در ميان صحابه پيامبر آفريد.[٣]
حتى خليفه وقت در يكى از خطبه هاى خود چنين گفت:
[١] أعلام الموقعين، ابن قيم، ج١، ص ٥٧ و ٦٢.
[٢] صحيح مسلم، ج٤، ص ١٨٤، باب الطلاق الثلاث، حديث ١ـ٣.
[٣] صحيح مسلم، كتاب نكاح، باب سوم، حديث١٧.