سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٢
خدا جهاد كنيد. خيانت مكنيد و كسى را فريب ندهيد، دشمن را مثله نكنيد. پيران و زنان و كودكان و راهبان را نكشيد. درختى را نبريد مگر آن كه ناچار باشيد. درختان خرما را نسوزانيد و يا به وسيله آب، غرق نكنيد، درختان بارور را نبريد، خرمنها را آتش نزنيد، دست و پاى چارپايانى كه گوشت آنها خورده مى شود را نبريد، و جز به اندازه نياز آنها را نكشيد، آب دشمن را با زهر آلوده نكنيد و از هر نوع حيله گرى دورى جوييد».
اين نمونه اى از برنامه هاى برخورد پيامبر با دشمن است. او نه تنها اين ها را مى گفت بلكه عملا نيز به آنها پاى بند بود. در جنگ خيبر كه گرسنگى بر رزمندگان اسلام غلبه كرده بود و ناچار شدن از گوشت حيواناتى كه خوردن آنها مكروه است، استفاده كنند، چوپانِ سياه چهرده اى كه براى يهوديان گله دارى مى كرد، اسلام آورد و گفت! اين گوسفندان همگى در دست من امانت است. و من اسلام آوردم اكنون كه رابطه من با صاحبان آنها قطع شده. تكليف من چيست؟ پيامبر در برابر ديدگان صدها سرباز گرسنه، فرمود:
«در دين ما، خيانت به امانت، يكى از بزرگترين جرمهاست. بر تو لازم است كه همه گوسفندان را تا قلعه ببرى و به دست صاحبانش برسانى»
نمونه اى ديگر
در ششمين شب از جنگ در خيبر، ارتش اسلام يك فرد يهودى را دستگير كردند و او را به خدمت پيامبر آوردند. رسول