سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢
تابعان، پيروى مى كرده است. و كتاب «السنّة» تأليف فرزند احمد حنبل حاوى افكار و آرا و سنت هاى پيشينيان است، گويا همگى را از پدر گرفته است.
بنابراين، آرا و افكار و روايات احمـد بن حنبل، وسيله اى براى شناخت روش صحابه و تابعان و تابعانِ تابعان به شمار مى رود.
دليل آنان بر اين تخصيص
از بيانات احمد بن تيميه(م٧٢٨) يكى از مدّعيان پيروى از سلف، استفاده مى شود كه براى بازشناسى حق از باطل و سره از ناسره بايد به آنچه كه مردم آن سه قرن بدان معتقد بوده و عمل مى كردند رجوع نمود. گويا هر چه در سيصد سال نخست در بين مسلمانان رايج و حاكم بوده، برحق بوده و آنچه كه بعد از اين سه قرن پديد آمده است، از اعتبار ساقط است.
محمد بن نسيب رفاعى سلفى معاصر در كتاب «التوصل الى حقيقة التوسل» خود را چنين معرفى مى كند: «مؤسس الدعوة السلفية وخادمها» و به آن افتخار مىورزد و در اين مورد، رجزخوانى كرده و مى گويد:
و كلّ خير فى اتّباع مَنْ سلف *** وكل شرّ فى اتباع من خلف[١]
[١] التوصل إلى حقيقة التوسل، چاپ بيروت، ١٣٩٤هـ.ق.