سلفى گرى در آيينه تاريخ - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٥
فقط قرآن را به مردم بياموزيد و از محمد(صلى الله عليه وآله) كمتر روايت نقل كنيد و من در اين قسمت با شما همراهم.
و نيز وى با تندى به ابى ذر و عبدالله بن مسعود و ابى الدرداء خطاب مى كرد: ما هذا الحديث الذى تفشون عن محمد(صلى الله عليه وآله)؟[١]
خطيب بغدادى در كتاب تقييد العلم از قاسم بن محمد نقل مى كند: عمربن خطاب آگاه شد كه در دست مردم نوشته هايى از احاديث رسول خدا هست. او بالاى منبر خطاب به مردم گفت: در ميان شما نوشته هايى از حديث هست. دوست دارم آنها را ببينم. هيچ كس نوشته اى در خانه او نباشد، مگر آن كه بياورد تا من آن را ببينيم تا آن را اصلاح نمايم.
همگى آنچه را كه از پيامبر نوشته بودند آوردند، به خيال اينكه خليفه به آنها نگاه مى كند و آنها را يكدست مى سازد، تا اختلافى در آنها نباشد. او همه آنها را گرفت و جلو چشم صاحبان آنها، در آتش افكند و گفت: «امنيّة كَأُمنِيّةِ اهل الكتاب» (اين روش شما روش اهل كتاب بود كه خاطرات خود را از پيامبرشان نگه داشته بودند).
اتفاقاً روش خليفه براى آيندگان نيز ملاك عمل قرار گرفت. عثمان بالاى منبر گفت: تنها بايد احاديثى بازگو شود كه در عهد ابى بكر و عمر بازگو شده است.[٢]
معاوية بن أبى سفيان نيز خير و صلاح خود را در محدود كردن
[١] كنزالعمّال، ج١٠، ص٢٩٣، حديث ٢٩٤٧٩ .
[٢] كنزالعمال، ج١٠، ص٢٩٥، حديث ٢٩٤٩٠ .