خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - خالق خير و خالق شرّ
معلول خاص به وجود مى آورد و هر معلولى نيز از يك علت خاص به وجود مى آيد. اگر كسى پا روى زمين نرمى بگذارد جاى پاى مخصوص خود را بر جاى مى گذارد. تمام كارهاى ما و ساير انسانها با وضعيت ساختمان جسمى و روحى ما تناسب دارد. اين قاعده در هر كارى كه از فاعلى سر مى زند جارى است.
از اين دو موضوع به يك نتيجه مى رسيم؛ خوبيها و بديهاى جهان از يك منشأ ناشى نمى شود. خالق خوبيها نمى تواند باعث شرو بدى باشد و شُرور از يك خالق و علت ديگرى به وجود مى آيند. بنابراين نمى توان گفت خالق و آفريننده خوبيها همان آفريننده شر است بلكه بايد آفريدگار اين دو با هم فرق مى كنند.
عقيده به «ثنويت» و دوگانهپرستى از همين موضوع به وجود آمده است. اين كه خالق خوبيها قدرت آفريدن امور بد را ندارد و امور شّر از خالقى است، كه قدرت بر خوبىها ندارد، باعث شد تا اعتقاد به دو نيرو و آفريدگار به نام «يزدان» و «اهرمن» شكل بگيرد. «يزدان» مبدأ نور و «اهرمن» مبدأ ظلمت است.
اين انديشه از يك سو قدرت مطلق آفريدگار جهان را محدود مى كند و باعث مى شود تا يك سلسله از حوادث و موجودات جهان از حيطه قدرت او خارج شوند. از سوى ديگر چنين انديشهاى مبناى توحيد را نابود مى كند و به جاى آن به دنبال اثبات دو مبدأ براى عالم هستى است. اين چيزى است كه شرك خوانده مى شود و مبارزه پيامبران با همين مشكل بوده است.