خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - ٢- آيا خداوند فقط عالم به كليات است؟!
اول: وجود ما يك وجود زمانى است. ما در نقطه معين و مشخصى از زمان و مكان قرار گرفتهايم. بنابراين علم ما نسبت به گذشته و آينده يكسان نيست. حوادث امروز و فردا براى ما فرق دارند و اين همان خاصيّت محدود بودن و زمانى بودن ماست.
دوم: علم ما به صورت معمول از نوع «علم حصولى» است.
موجودات و حوادث خارجى به همان صورت شخصى و واقعى در بيرون هستند و هيچگاه در نزد دستگاه ادراك ما حاضر نيستند بلكه تنها چيزى كه از آنها داريم فقط صورت و نقشِ آنهاست. اين از محدديت ماست اما موجودى كه در وراى افق زمان و مكان قرار دارد و وسعت وجود او «ازل» و «ابد» را گرفته است درگير اين محدوديتها نيست. براى او گذشته، حال و آينده معنايى ندارد و حوادثى را كه ما به صورت «تدريجى» درك مى كنيم براى او يكسان است و همه به صورت برابرى نزد او حاضرند.
او بيمارى و سلامت و مسافرت دوست ما را، از ازل ميداند و مى داند او چه موقع بيمار و كى بهبودى مى يابد و در چه وقتى براى چه مدت به مسافرت مى رود.
به غير از علم ازلى او، علمش حضورى است. حوادث و موجودات دور و نزديك و گذشته و حال و آينده هر كدام در ظرف زمان و مكان خاص خود، به طور يكسانى براى او حاضر و آماده است. با گذشت زمان و تغيير مكان حوادث و موجودات جزيى، نه چيزى بر علمش اضافه و نه چيزى از آن كم مى شود. او به همه اين امور به طور يكسانى «احاطه» دارد.