خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - دلايل يكتايى خدا
اگر اندك آشنايى با روش تحقيق و مطالعه داشته باشيم به خوبى از مطالعه يك كتاب در مى يابيم كه يك نفر آن را نوشته يا چند نفر.
مسئله كاملًا روشن است. اگر يك نفر كتابى را بنويسد، يك هماهنگى در سرتاسر كتاب مشاهده مى شود. اين هماهنگى را در جنبههاى مختلف مى توان بررسى كرد. موارد مختلفى مانند عبارات و جملهبنديها، تعبيرات مختلف، كنايات و اشارات، عناوين و تيترها، طرز ورود به مطلب مورد بحث و نوع پيش بردن آن و نتيجهگيرى؛ مواردى است كه مى توان منش و روش خاص آن نويسنده را دريافت.
دليل اين يكپارچگى، وحدت و هماهنگى چيست؟ علت اين است كه اثر و نوشته زاييده فكر و تراوش يك قلم است.
حال فرض كنيم دو نفر يك كتاب را نوشتهاند. اين دو فرد هر قدر هم يك فكر و سليقه و ذوق داشته باشند باز در اثر، اختلافى مشاهده مى شود. بالاخره در اعماق عبارات و الفاظ، تشبيهات و كنايات يا چگونگى طرز بحث و مطرح كردن بحث، اختلافى بين دو فرد ديده مى شود. علت نيز مشخص است. دو فرد، دو نفر هستند با شرايط مختلف كه اگر تمام شرايط يكى مى بود به طور قطع يكى بودند نه دو نفر. تمام مشابهات باعث نمى شود كه در نحوه اراده و خواسته و ميل به يك صورت باشند.
اكنون با توجه به مطلب بالا به جهان آفرينش مى نگريم. جهان آفرينش يعنى كتابى بزرگ و وسيع با ابواب و فصول و بخشهاى متنوع و گسترده و عظيمى كه بشر در طول حيات خود سعى در بررسى و مطالعه اين كتاب دارد.