خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - دلايل يكتايى خدا
طور خلاصه اين استدلال به موضوع بسيط و مركب اشاره مى كند به اين صورت كه: اگر براى عالم هستى دو مبدأ فرض كنيم، بطور حتم اين دو مبدأ مركب خواهند بود، حداقل مركب از دو جزء.
توضيح استدلال به اين صورت است كه اگر دو چيز كاملًا شبيه هم باشند، آنگاه آن دو در حقيقت يك چيزند و نه دو موجود. براى دو موجود بودن بايد در چيزى با هم اختلاف داشته باشند. براى مثال شما يك انسان مثل خودتان را فرض كنيد. اين انسان همانند شما خصايصى دارد مثل قد، رنگ پوست، رنگ و نوع مو، شكل و شمايل چهره، زمان تولد، مكان تولد و .... حال، فرض كنيد اين انسان در تمام خصايص همانند شما باشد. او همان قد و شكل و رنگ پوست و رنگ مو و ... كه شما داريد داشته باشد. او در همان زمان و مكان شما متولد شده و از همان مادر. او در همان مكانى كه شما ايستاده يا نشسته يا خوابيدهايد قرار گرفته است و بالاخره در هر خصيصهاى كه بتوان تصور كرد با شما شريك است. آيا در اين صورت او غير از شماست؟ خير، او نه يك فرد ديگر، بلكه خود شما خواهد بود.
در اين مثال دو نكته است كه بايد به آن توجه داشت. اول اين كه براى تحقق فرد ديگر بايد جهت اشتراكى بين دو فرد باشد. در مثال بالا شما و فرد ديگر در انسان بودن مشتركيد. دوم اين كه بايد بين دو فرد جهت اختلافى نيز باشد. در مثالى كه ذكر شد چون بين دو فرد هيچ اختلافى فرض نشده پس هيچ فرقى بين آن دو وجود ندارد تا بتوان فرد ديگرى تصور كرد و از اين جهت مى توانيم نتيجه بگيريم آن فرد فرضى، خود شما است نه كس ديگر.