خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥
حقيقت خدا چيست؟ امام فرمود:
«هو شيئى بخلاف الاشياء ... انه شيئى بحقيقة الشيئة غير انه لاجسم و لاصورة و لايحس و لايجس و لايدرك بالحواس الخمس لاتدركه الاوهام و لا تنقصه الدهورو لاتغيره الازمان؛ او چيزى است مغاير همه اشياء ... و چيز با حقيقت، تنها اوست جزء اين كه او جسم نيست، صورت ندارد، به حس در نمى آيد، جستجو نمى شود، در حواس خمس نگنجد، اوهام دركش نكند و روزگارها از او نكاهد و زمانهها او را دگرگون نسازند.»
در توضيح مطلب مى توان گفت:
خداوند صرف و عين حقيقت وجود است به خلاف ساير موجودات كه داراى ماهيتى هستند زايد بر وجودشان. به كنه ذات و صفات او كسى پى نمى برد (اصول كافى، جزء اول، كتاب توحيد، صفحه ١٥٠ و بحارالانوار، جزء سوم صفحه ٢٥٨).
بنابراين براى مخلوق تصور كنه و ذات صفات خالق غيرممكن است. در واقع، مخلوق محدود هيچگاه قادر به درك خالق نامحدود نيست.
«پول كلارنس ابرسولد» دانشمند فيزيك زيستى از ايالات متحده مى نويسد: در كتب مقدسه وقتى كه تعريفى از خدا مى شود با همان الفاظ است كه در مورد انسان به كار مى رود! البته اين نتيجه ضيق لغات است، چه مفهوم خدا يك مفهوم روحى و معنوى است و انسان كه فكرش در چهار ديوار ماده محصور است نمى تواند راهى به كنه ذات الهى بيابد و تعبيرى از مفهوم خدا بيان كند. از نظر علم نمى توان درباره خدا تصوّرى مادى كرد، چه وى خارج از قدرت تعريف و توصيف مادى بشر است (اثبات وجود خدا صفحه ٥٨).
از مجموع اين سخنان چنين نتيجه مى گيريم كه ما هر قدر هم كوشش كنيم باز نمى توانيم «احاطه كامل» به ذات و صفات خداوند پيدا كنيم. البته اين حقيقت دليل بر آن نمى شود كه ما از شناسايى او تا آنجا كه قدرت داريم خوددارى كرده و به كلى دست ا زشناسايى او برداريم.
|
آب دريا جملگى نتوان كشيد |
٣ هم به قدر تشنگى بايد چشيد |