خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
بخود در ذهن ايجاد نمى شود. بايد اين دسته مفاهيم از راه تماس مستقيم با واقعيت خارجى آن پديده، به وجود آيد. بنابراين با توجه انس ذهن به مفاهيم پديدههاى طبيعى، براى وجودى كه داراى هيچ يك از خواص ماده نيست، لازم است تا با دقت و بلند پروازيهاى فراوان ذهن را از تصور هر موجود مادى و آثار آن خالى كرد.
٤- در كلمات بزرگان دين اسلام ديده مى شود كه مردم از تفكر در كنه و ذات پروردگار نهى شدهاند. علت آن هم اين است كه عقول ناقص و محدود ما قادر به درك كنه و ذات او نيست و نهايت كسى كه بدنبال چنين چيزى است تحير يا گمراهى است.
در اينجا به چند نمونه از گفتار ائمه اطهار عليهم السلام اشاره مى كنيم:
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ضمن خطبه مفصلى در پاسخ ايراد شخصى مى فرمايد:
«و لا تقدر عظمة الله على قدر عقلك؛ عظمت خدا را محدود به حد عقل خود مكن» (بحارالانوار، كتاب التوحيد، جزء سوم، صفحه ٢٥٧).
امام صادق عليه السلام فرمود:
«اياكم والتفكر فى الله فان التفكر فى الله لايزيد الاتيها؛ بر حذر باشيد از تفكر در كنه ذات و صفات خدا چون نتيجهاى غير از سرگردانى و گمراهى ندارد.» باز از ايشان نقل شده است كه:
«اذا انتهى الكلام الى اله فامسكوا و تكلموا فيما دون العرش و لاتكلموا فيما فوق العرش؛ وقتى كه كلام به ذات خدا منتهى شد توقف كنيد و هميشه از آنچه كه پايين عرش است سخن بگوييد و تكلم در مافوق عرش نكنيد.»
توضيح اين روايت را از كلام ديگر حضرت مى توان يافت:
«تكلموا فى خلق الله و لاتكلموا فى الله؛ درباره خلق خداوند صحبت كنيد و درباره كنه ذات و صفات او صحبت نكنيد.»
علامه مجلسى مى نويسد: تكلم در مافوق عرش كنايه است از تفكر در كنه ذات و صفات باريتعالى (بحارالانوار، كتاب التوحيد، جزء سوم، صفحه ٢٥٩- ٢٦٠).
هشام بنحكم روايت مى كند:
«روزى كسى از امام صادق عليه السلام پرسيد: