خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - پيشگفتار
مشكلات اين بحث را حل كرده و با خدا و صفات او آشنا شويم.
بايد توجه داشت كه دو مسئله در پيش روى داريم؛ نخست پى بردن به «وجود خدا» يا «خدايابى» كه بخصوص از راه مطالعه اسرار جهان آفرينش، كارى سهل و آسان است. مسئله دوم درك «صفات خدا» است كه كارى مشكل و محتاج دقت فراوان است.
در اينجا پرسشى پيش مى آيد: چرا شناخت صفات خدا از شناخت ذات او مشكلتر است؟ جواب اين پرسش آسان است. اگر به دور و بر خود نگاه كنيم، موجوداتى را مى يابيم كه همگى نشانههاى ذات خداوند هستند. كوهها، جنگلها، گياهان، جانوران، ستارگان آسمان، ماهيان درياها ... همه و همه دلايلى روشن هستند كه تأمل در آنها براى هر فرد ديرباورى كافى است تا به اصل وجود خداوند پى ببرد. اما در شناخت صفات خداوند راه به اين سادگى نيست. نخستين كار نفى هر گونه تشبيهى است، يعنى بايد هر گونه شباهتى را بين خداوند و ديگر موجودات نفى كرد. بايد در نظر گرفت كه هر صفتى از موجودات عالم طبيعت را، نمى توان به خداوند نسبت داد از اين جهت است كه شناخت صفات خداوند، مشكلتر از درك اصل وجود اوست. ٢
واقعيت اين است كه قوه شناخت ما در دل طبيعت شكل گرفته است.
هر آنچه تاكنون شنيده و ديدهايم از همين موجودات طبيعى است. ذهن، تك تك صورتهاى موجود خود را از پديدههاى طبيعى اخذ كرده است و بنابر تحقيقات علمى و فلسفى از روز اول حيات، ذهن در حال اخذ