خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠ - مقدمه
نشانههاى روشن جامعه امروزى جهان است كه در يك خلاء دهشتبار از فضاى روحانى و معنوى دست و پا مى زند.
اكنون در چنين محيطى و با اين شرايط و اوضاع و احوال چه بايد كرد؟ چگونه مى توان به يك اصلاح اجتماعى دل بست؟ اصولًا در چنين وضعيت وخيمى ، ديگر بدون تحول ريشه دار فكرى و عقيدتى، مى توان به آينده روشنى خوشبين بود؟
آيا اصلاح اجتماعى را، مى توان با گسترش سازمانهاى پليسى و توسعه زندانها و تيمارستانها انجام داد؟! آيا با فرستادن بيماران روحى به تيمارستانها، جنايتكاران به زندانها و معتادان به مكانهاى بازپرورى، مشكل انحطاط معنوى جوامع حل مى شود؟ اگر خوشبين باشيم و اميدوار به چنين برنامههايى، در آن صورت بايد معتقد بود كه با چند قرص مسكن هم مى توان بيماريهايى چون سرطان و طاعون را ريشهكن كرد.
خير، راه حل را بايد در جاى ديگر جست. بايد افرادى متفكر و درد آشنا كه هدف را خوب درك كردهاند، دور هم جمع شوند و به فكر راه حل باشند. براى چنين كارى، از ابتدا وجود افراد زيادى ضرورى نيست. با نگاه به تحولات عميق و اصيل فكرى در طول تاريخ بشر، مى توان به روشنى دريافت كه هميشه بذر چنين تحولاتى در ميان دستههاى كوچك اما فداكار و كوشا كاشته مى شود. يك تعداد افراد، هر چند كم، مى توانند با نظم و پشتكار بر اكثريت بىمايه و بىهدف غالب شده و مقررات و اصول تازهاى وضع كنند كه باعث و بانى چنان تحول شگرفى شود.